سلام بر دوستان...
دو هفتهای در به روز کردن وبلاگم تأخیر داشتم... بیشتر دلمشغولیهایم کارهای اجرایی انجمن علمی بود که ثمرات بسیار خوبی داشت:
1. راهاندازی اولین سایت تخصصی مدیریت فرهنگی هنری: ارگانون (ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است...)
2. برگزاری چند برنامهی فرهنگی که توضیحات مفصل آن در سایت ارگانون آمده است...
اما موضوعی که دوهفتهایست ذهنم را به خود مشغول کرده: چرا باید از پلیس بترسیم؟
وظیفه پلیس چیست؟ اندیشمندان علوم اجتماعی متفقالقولند که کارکرد نهاد پلیس در یک جامعهی مدنی، "تأمین امنیت اجتماعی" شهروندان است که از طریق مقابله با هنجارشکنان، صورت میپذیرد.
در اجتماع سنتی، برادر بزرگتر، پدر، رفیق تنومند یا عیاران قوم، وظیفهی حفظ امنیت اجتماع را به عهده داشتند.
قرار است که یکی از ارکان مدنیت بیاید و جای برادر بزرگترها، پدرها، رفقا و... را بگیرد واز جان و مال و ناموس شهروندان محافظت کند. قاعدتاً باید زیر سایهی امنیتی که پلیس فراهم میکند، به آرامش برسیم؛ پس چرا به جای آرامش، از سایهی پلیس هم میترسیم؟ چرا وقتی از کنار پلیس رد میشویم، اظطراب وجودمان را میگیرد که نکند پرمان گیر بکند؟
1. طرح اخیر نیروی انتظامی (مبارزه با بدحجابی) در قالب تأمین امنیت اجتماعی، بیش از آنکه یاریرسان امنیت اجتماعی باشد، باعث تخریب آرامش و روان اجتماعی شد. دو ماهی است که هر روز صبح، هنگام ورود به مترو با بانوکماندوهایی برخورد میکنم که رفتارهای نابجای بسیاری از آنها با شهروندان را شاهد بودهام.چرا و به چه جرمی، خانمی که مانتویسارافون کرم و پلیور قرمز پوشیده که دستان دو کودک کمتر از 4 سالش را در دست دارد، باید انواع توهینها را از جانب یک بانوکماندو بشنود؟ ... لباس قرمز جرم است؟ یا مانتوی سارافون که زیر آن پلیور پوشیده شده؟ فکرش را بکنید که به جای من، شوهر و یا یکی از نزدیکانش شاهد این ماجرا بودند!..
2. یکی از اساتید جامعهشناسی میگفت:مشکل اینجاست که پلیس ما هیچ اطلاعی از عواقب و لطماتی که این بازداشتها و حبسها و جریمهها در پی خواهد داشت، ندارد. ممکن است بسیاری از زندگیها از هم بپاشد... ً رفتار پدری که دخترش را در بازداشتگاه میبیند، چه خواهد بود؟... لطماتی که پروندهسازی پلیس در مسیر زندگی یک شهروند خواهد گذاشت، چه ابعادی دارد؟...
3. پخش گستردهی سخنان انتخاباتی سوم تیر در اینترنت و موضع آن روز رییسجمهور در مورد حجاب، باعث گردید که موج جدیدی از طرح امنیت اجتماعی آغاز شود تا برخورد تناقضآمیز مسئولان دربارهی مبارزه با بدحجابی را تحتالشعاع قرار دهد... برخورد اخیر وقاهتآمیز پلیس با اراذل و اشرار(کماندوهای پلیس، قبل از اقامهی دادگاه و تعیین حکم، به مجازات مظنونین پرداختند) و پوشش رسانهای وسیعی که انجام شد، چیزی جز ترسناکتر کردن پلیس در اذهان مردم در پی نداشت. البته خوشحالی مردمی که از این آسیب اجتماعی ضربه خوردهبودند، قابل توجه است، اما چرا به این طرق؟ مگر اینها حیوانند که هرنوع برخوردی با آنان در ملاء عام جایز باشد؟ چرا مجازات بدون هیچ دادگاه و حکمی؟... سخنان قاضی مرتضوی(دادستان کل کشور) در گفتوگوی شبانگاهی شبکه 2 جالب توجه بود: پلیس، تنها با این حرکت میخواست به مردم اطلاع دهد که هرکس شکایتی از این افراد دارد به مراجع قضایی مراجعه کند!!...

4. سه بند فوق، طرح "امنیت اجتماعی" برای روزهای عادی هفته است: شبهای جمعه یک استثناست... در این شب همهی مردم تهران دزد و قاچاقچی و تبهکار میشوند و اینبار بسیج به یاری نیروهای امنیتی میآید و به اختیار و بدون هیچ اجازهی حقوقی، میتواند جلوی هر ماشینی را بگیرد و موجب سلب آسایش مردم بشود... 2 هفتهی پیش، ساعت 10:30 شب سوار ماشین دوستم (جهت اطلاع، پسر بود) از میدان فاطمی عبور میکردیم که به دام یکی از این ایستهای مخلص (بخوانید مخلص) افتادیم، اتفاقاً از بد ماجرا کارت ماشین همراه دوستم نبود... برادر، میگفت که ماشین باید برود پارکینگ ... میگفتم: نمازم داره قضا میشه ...بابا بذار بریم... نرسیم، تو جواب خدا را میدی؟ ... و با اعتماد به نفس هرچه تمامتر میگفت:در آن دنیا هم جواب خدا را خواهم داد! (خوشا به حالش که از حساب آن دنیا هم اینقدر مطمئن است ... سؤال:چه کسانی وظیفهی پلیس راهنمایی رانندگی را به بسیج تفویض اختیار کرده؟)... پس از نیمساعت معطلی با کلی سلامصلوات راهی خانه شدیم... و در آخر به این نتیجه رسیدیم که تمام این استرسها بر این بود که بفهمیم: بسیج همیشه و در همهجا وظیفهی حفظ امنیت شهروندان را به عهده داشته و از هر کوششی فروگذار نمیکند!!!.... (شاید اگر من هم مثل بسیاری از دوستانم که کارت بسیج دارند و هر کار خلافی را به اعتبار این کارت انجام میدهند،آن شب این همه مصیبت نمیکشیدم...)
5. به نظر من سؤالهایی وجود دارد که قبل از اقدامات امنیتی پلیس یا هر ارگان غیر مربوط دیگری باید پاسخ داده شود: حریم خصوصی شهروندان تا کجاست؟ مرز بدحجابی چیست؟ آیا میتوان خلافکاران سابقهدار را قبل از انجام کار خلاف دستگیر کرد؟(1000 نفر را دستگیر کردند، 300 نفر سابقهدار بودند، 120 نفر به خاطر جرم وارد زندان شدند!!!)... پس از اینکه مصادیق خلاف مشخص شد و مجرم تفهیم اتهام شد، میتوان به مجازات پرداخت ... چرا باید کسی را بدون تفهیم اتهام و بدون فهمیدن جرمش، مجازات کرد؟
6. اتفاقی که برای مریم مهتدی افتاد، شاهدی بر ترس از نیروی امنیه جامعه است که شهروندان هنگام مراجعه به نیروی انتظامی برای استیفای حق" امنیت" خود دارند...
شاد و پیروز و "سلامت" باشید...