سلام بر دوستان
فکر میکردم که وقتی تابستون بشه، زمانم برای به روز کردن این صفحه بازتر میشه .. اما یا شانس شما گرفته و یا کم توفیقی منه! .. به هر تقدیر چند مطلب دارم که هنوز وقت تایپ کردنشونو ندارم .. اما شاید با چند پیشنهاد فرهنگی و یا با مطالب کوچکتر بتونم وبلاگ را زودتر نو کنم ..
پیشنهاد 1(امید دهنده): نشریه مدرسه را حتماً بخوانید .. این شماره پرونده مفصلی درباره استاد مجتهد شبستری دارد .. اگر فرصتی بود، چکیدهای از اندیشههای این مرد بزرگ را در وبلاگ میگذارم ...
پیشنهاد 2(امید دهنده): سریال مدار صفر درجه را حتماًً ببینید .. برعکس شب دهم –از همین کارگردان- که زیاد به من نچسبید (چون فکر میکنم از احساساتی بودن ایرانیان، بیش از اندازه استفاده کرده بود)، کار خوشدست و جدید حسن فتحی را بسیار دوست دارم(به خصوص این قسمتهای اخیر که بسیار زیرکانه، مسائل سیاسی و فرهنگی امروزمان را از لابلای تاریخ معاصر جلوی چشمان بیننده قرار داده است) .. در ضمن آواز قربانی در تیتراژ آخر هم بسیار عالیاست ..
پیشنهاد 3(امید دهنده): علاوه بر "بازهم زندگی" (5شنبه ها)، از شنبه تا 4شنبه، هر شب "دوقدم مانده به صبح" را از شبکه 4 ببینید .. ساعت 23:15 .. به خصوص بچه های مدیریت فرهنگی که این برنامه براشون از نون شب واجبتره .. کلی مشکل و کنش فرهنگی در این برنامه از سوی کارشناسان مطرح میشه .. در ضمن فکر می کنم اولین برنامه ایست که در زمینه فرهنگ و هنر از مجریان تخصصی هر رشته استفاده می کنه ..
پیشنهاد4(ناامید دهنده): این مطلب را حتماً بخوانید... این مطلب ناامیدکننده را گذاشتم، چرا که معتقدم همیشه امید در کنار ناامیدی معنای حقیقی خودشو پیدا میکنه ..
امیدوارم در آینده بتونم پستهایی با محتوای غنیتر بنویسم ...
سلام بر دوستان
پس از یک سکته ناقص اینترنتی، دوباره وبلاگ را به روز کردم... از تمام همراهانی که در دوران نقاهت مجازیم، وبلاگ را تنها نگذاشتند متشکرم...

1+ هنگامی که از بسیاری مسئولان نظام انتقاد میشود، سریعاً مخالفت منتقدان را، مخالفت با ارزشهای انقلاب نامیده و اعمال مذموم خود را در لوای نظام پنهان میکنند...
2+ ما برای برخورد با معلولها متولی داریم، اما برای از بین بردن علتها هیچ متولیای نداریم... مثلاً همین طرح امنیت اجتماعی: چه کسی متولی از بین بردن علت به وجودآمدن اراذل و اوباش است؟... همچنین باید در حوزه برخورد با معلول، علمی و بسیار سنجیده برخورد کرد...
3+ برای تغییر فرهنگی باید بسترسازی کرد و این بسترسازی مستلزم هزینه کردن است... هالیوود برای فیلمهایش هزینههای کلان میکند و ذهن مخاطبان را برای تغییرات سیاسی و فرهنگی آماده میکند... ما هم اگر قرار است تغییرات فرهنگی انجام دهیم باید برایش بستر سازی کنیم... پس ما نباید برای کارهای فرهنگیمان تنگنای مالی قرار دهیم، باید هزینه کنیم... مجلس برای همه ردیف بودجهها میجنگد، اما برای ردیف بودجه فرهنگی هیچ کاری نمیکنند...
4+ کار فرهنگی در یک جامعه فقیر جواب نمیدهد... باید دنبال کار اقتصادی بروید تا کار فرهنگیتان بگیرد...
5+ بسیاری از مشکلات جامعه ما از سر سلیقهای برخوردکردن در مسائل دینی است... چرا به نام دین این کارها را انجام میدهید؟... چرا دایرهی دین را اینقدر کوچک میکنید که بسیاری چیزها نگنجد؟!!... مشکل ما این است که آدمها خودشان را جای خدا میگذارند...
6+ باید در تمام جامعه بحث تعامل اندیشهای را رواج دهیم، نه تقابل اندیشهای... کار ارشادی جواب نمیدهد؛ باید کار فرهنگی کرد...
7+ چرا جوانان، به جای اینکه در سینماها و ورزشگاهها باشند، باید سر چهارراه باشند؟
8+ من اگر بخواهم به عنوان یک آدم فرهنگی در جامعه فرهنگسازی کنم، اول باید خودم را اصلاح کنم، بعد جامعهام را...
9+ اینکه بیاییم دربارهی پیشینهی کسی قضاوت بکنیم درست نیست... حضرت آدم اولین گناهکار بود، اما آمرزیده شد...
10+ بذارید به دل این جوانان خط بدیم، نه خط خطیش کنیم...
وقتی فیلم "اخراجیها" نمایش پیدا کرد، بسیاری از رسانهها شروع کردند به قلمفرسایی... اما با اینکه خیلی حرفها دربارهی شخصیت دهنمکی داشتم، احساس کردم که باید صبر کرد تا دید که چه پیش میآید... گذشت تا دوشنبه شب گذشته، "یه شب مهتاب"، مسعود دهنمکی را به عنوان میهمان برنامهی خود با موضوع "جوانان و چالشهای فرهنگی و عملکرد مدیران" انتخاب کرد... ابتدا خیلی از مواضع اخیر آقا مسعود حیرت کردم... چرا که ایشان در گذشته با بسیاری از افرادی که همین سخنان را به زبان میآوردند برخورد میکردند (کسانی مثل دکتر مهاجرانی، دکتر سروش و ... که منتقدین آن زمان حوزه فرهنگی کشور بوده و با تمام افعال جزماندیشانه همین آقایان مخالف بودند)... البته درباره پیشینهی ایشان قضاوتی نمیکنم و از یادآوری آن برحضرم، اما همین رویکرد جدید آقای دهنمکی امر مبارکی است؛ چرا که به قول کیارستمی، اگر قرار است اصلاحی صورت بگیرد، شروع اصلاح باید از درون باشد... اما احساس میکنم که افکار دهنمکی، از انسجام درونی برخوردار نیست و تناقضهایی را در همین صحبتهای تیتروار و کوتاهش هم میتوان پیدا کرد: مثلاً بند 3 و 4 ناقض همدیگرند، چرا که مجلسیها هم، با فهم اینکه اقتصاد مردم واجبتر است، به ردیف بودجه فرهنگی اینقدر بیاعتنایی کردند؛ در صورتی که امروزه یکی از گزارههای مهم جهانی این است که شکوفایی اقتصادی ملتها هم در گرو هرچه بالاتر رفتن شاخصهای فرهنگی آن جامعه است... همچنین بندهای 6 و 10 هم ناقض همدیگرند؛ چرا که اصولاً خط دادن صریح، مترادف همان کار ارشادی است؛ تجربه ثابت کرده که کار ارشادی جوابگوی حل مشکلات فرهنگی نیست؛ چه یک خط کشیدن و چه خط خطی کردن... ضمناً دغدغههای بودجه فرهنگی که ایشان داشتند، بسیار قابل تقدیر است، اما بودجه 500 میلیونی که بابت هزینه ساخت اخراجیها صرف شد نیز، رقم قابل توجهی است!! البته با تمام این احوال، بازهم اندیشه و افعال مسعود دهنمکی 86 نسبت به گذشته خود، مشی اصلاحی خوبی را به خود گرفتهاست... عذرخواهی دهنمکی در جشن دنیای تصویر حکایت از همین دگردیسی اندیشهای است؛ چرا که تا آن روز، "عذرخواهی" در واژگان لغاتش جایی نداشت... امیدوارم همین حرکت اصلاحی و رو به رشد دهنمکی (و دهنمکیها) مستدام باشد...
شاد و پیروز باشید...