سلام بر دوستان
پس از مدتها دوباره وبلاگ را به روز کردم ... البته بیشتر مشغول سر و سامون دادن وبلاگ انجمن علمی بودم ... دوست دارم تو ایام عید، دستی به سر و روی وبلاگم بکشم ... یه خونه تکونی وبلاگی ... تا خدا چی بخواد ...
چند روزیه یه کتاب جالبو دست گرفتم ... جوانان و مناسبات نسلی ... بعد عیدم قراره جلسه نقدشو تو دانشگاه برگزار کنیم ...
سالنامه اعتماد ملی هم خیلی مطالب جالبی داره ... 2 شماره مجله "آیین" هم رو دستم باد کرده ... "مدرسه" هم همینطور ... بعید میدونم وقت کنم به خاله بازیهای سال جدید برسم (صله رحم سابق) ... امسال بیشتر میخوام خونه بمونم ... دیگه نمیخوام هر روز یه سری آدم تکراریو ببینم ... صله رحم هم حدی داره ...
الان دارم آلبوم فریاد شجریانو گوش میکنم ... کلی از این آلبوم خاطره دارم ... اگر نشنیدید ، حتماً تهیه اش کنید ... حالشو بببرید(اینم از پیام فرهنگی)
قسمتهایی از فصل اول کتاب جوانان و مناسبات نسلی (به صورت خلاصه):
بحث بیشتر درباره هویت از دیدگاه اندشمندان پست مدرنه
مارکس ¬ انسان تاریخ ساز آوانگارد(پیشرو) ¬ مارکس تمام مناسبات هویتی را بر مبنای اقتصاد قرار می دهد
فروید ¬ کشف ناخودآگاه ¬ هویت ما شکل گرفته از ناخودآگاه ماست و کاملاً با عقل و استدلال خودآگاه دکارتی متمایز است
فردیناند دوساسور ¬ در حوزه زبان شناسی ¬ ما فاعل زبانی نیستیم و زبان را تولید نمی کنیم، تنها آن را بکار می بریم ¬ "من" وجود خارجی ندارد و هرچه هست، قواعد زبانی و سیستم است که من با تسلیم خودم به این نظام، هویت پیدا می کنم.
میشل فوکو ¬ هویت، محصول و تابع قدرت انضباطی است ¬ هویت من، محصول نظم اجتماعی است و در واقع از ترس قانون و نهادهای مجازات کننده است که من، شهروند می شوم
(شما با کدامیک از این تعریفها بیشتر موافقید؟)
همه این اندیشمندان ثمرات مدرنیته را نقد کرده و هویت را محصول تئوری توطئه و نوعی اجبار تلقی می کنند ... شاید از همه این تعریف ها، تعریف لاکان و هربرت مید به دلم نشست ... لاکان: فرد فقط در آیینه دیگری وجود پیدا می کند (چیزی شبیه به این آیه قرآن : "مؤمن آیینه مؤمن است") ... هربرت مید: هویت بدون دیگری یا دیگران، برای فرد وجود ندارد و به جای اینکه از هویت صحبت کنیم، باید از فرآیند هویت یابی صحبت کنیم. یعنی هویت دائماً در حال یافتن و شدن است.
در قسمت بعدی ، بحث جهانی شدن در حوزه هویتهای فرهنگی را مطرح می کند و نویسنده سه تصور را پیش روی ما میگذارد(یاد کلاس آقای حجت الاسلامی افتادم):
1.هویت های ملی در نتیجه رشد فرهنگ جهانی و دوره پست مدرن از بین می روند و منجر به تشکیل هویت های جدید می شوند :مثل اتحادیه اروپا
2. هویت های ملی-محلی و یا هر هویت خاص دیگر در فرآیند مقاومت علیه جهانی شدن تقویت می شوند. مثل واقعه یازده سپتامبر و تولد هویت بن لادنیسم
3. هویت های محلی رو به زوال می رود و هویت های جدید دوگانه یا دورگه شکل می گیرد. این اتفاق در سطح وسیعی در دنیا در حال وقوع است. قالب جوانان هم به این نوع هویت گرایش دارند . مثل غربی شدن که با ورود تکنولوژی سرعت مضاعف یافته است.
(به نظر شما فرض دیگری هم میشه به این سه حالت اضافه کرد؟)
در فصل های بعدی کتاب، نظرات اساتید ایرانی نیز در قالب مصاحبه مطرح شده است ... بقیه مطالب در پستهای بعد ...
سالروز شهادت امام رضا (علیه السلام) بر همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد ...
پیشاپیش عیدتون هم مبارک ...