تبليغاتX
کنش های فرهنگی هنری

 

برای مطالعه و آسیب شناسی هر جریان اجتماعی ،فرهنگی وهنری، ابتدا باید روند شکل گیری و رویدادهایی که منجر به تولد آن جریان شده اند، بررسی گردد . یکی از مهمترین مؤلفه های شکل دهنده و بسترساز جریانهای هنری "موضوع هنری" است . جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، صنعتی شدن و... از مهمترین موضوعاتی بودند که باعث ایجاد جریانهای هنری مدرن شدند .هنر ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و برای مطالعه آسیب شناسی هنر معاصرمان ،باید تأمل بیشتری بر موضوعات هنری حال حاضر جامعه بنماییم که ثمرات آن می تواند ما را در شناخت روندی که هنر معاصر ایران طی می کند، یاری رساند.

وقتی با یک دغدغه خاطر به دنیای پیرامون خودنگاه می کنی، بسیاری از پدیده های مربوط به دغدغه تو که در روزهای دیگر به راحتی از کنار آنها میگذری، اینبار رنگ و بوی تازه ای می گیرد و برجسته می شوند.

موضوعات هنری تهران (به عنوان پایتخت هنر معاصر ایران) چیست؟ نگاه می کنی .بیشتر دقت می کنی.یک پوستر توجه تو را جلب می کند .. سلام بر نصرالله ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 21:7 توسط وکیل الرعایا |

 

امروز خیلی خوشحالم .. بعد از 2 ماه یک کار فرهنگی کردم .. رفتم سینما ... میم مثل مادر .. فیلم خوبی بود .. اگر نرفتید برید ببینید ،دستمال کاغذی هم فراموش نشه و گرنه مثل خیلیها مجبورید لباساتونو کثیف کنید .. اگه فیلمو دیدید ادامه این مطلبو بخونید؛اگر هم که ندیدید بعد از تماشای فیلم این پستو مطالعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 23:24 توسط وکیل الرعایا |

 

سلطاني  خرامان با قراولان گرد شهر همي گشت ،  شيخي را ديد كه به دعا مشغول است  ، سلامي گفت و عرض كرد يا شيخ ما را هم دعايي فرما
شيخ بي معطلي فرمود : "خداوندا جانش بستان".
عرض كرد اي شيخ  چرا چنين گويي ، ما را با شما نزاعي نيست
شيخ فرمود:  "خيرش براي مردم است  "
عرض كرد حال كه چنين است مقرر فرماييد تا سلطاني ديگر  بر مسند ما نشيند  كه خيرش به مردم برسد و خلق نيز بي شبان نماند
فرمود : "آنچه مشيت الهي است مقرر خواهد شد "
سلطان چون به قصر بازگشت قطره اي زهر  در جام  ريخت ، ودر  وصيت نامه افزود:
يا ايهاالناس چون مرا به خاك سپاريد " مشيت الهي" مقرر خواهند كرد  تا سلطاني ديگر بر مسند ما  جلوس فرمايند كه خبرش را شيخ شهر داند ....
روزگاران  گذشت و خرابي ها در ولايت بي سلطان فزوني گرفت  ،  پس مردم به تنگ آمده و به شهر هجوم آوردند ،  چون به شيخ رسيدند ملتمسانه پرسيدند :
"يا شيخ شما را چه خبر است "
شيخ كه به دعا مشغول بود روي به خلق كرد و بلادرنگ فرمود :
"آرام گيريد ، مشيت الهي اين است كه از امروز ما بر شما سلطان باشيم "
......
......
و حالا سالهاي بسياري گذشته كه آن ولايت آرام است و شيخي نيز نيامده تا به سلطان بگويد:  "خداوندا جانش بستان".

به نقل از هادیتونز

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 0:18 توسط وکیل الرعایا |

 

این قسمتو تازه به وبلاگم اضافه کردم و قصد دارم در این پستها درباره یک سری از تجربه هایی که برای خودم در طول روز اتفاق افتاده صحبت کنم .. لحن این پستها هم مخصوص به خودشه ...

خاطره اوّلو با یه نکته شروع می کنم .. ذر کتابی خوندم 75% شایعات حقیقت دارن .. رقم کمی نیست .. بعد از فهمیدن این نکته بود که بحث های شوفری برای من جذابیت تازه ای یافت :

سه شب پیش داشتم بر میگشتم خونه ... سوار یه خطی پیچ شمرون - پاسداران شدم ... هممون از صف طولانی خط شاکی بودیم و همین باعث شروع یه بحث جالب شد ... بحث از کمبود راننده ها شروع شد .. راننده یه پسر جوون هم سن من بود  .. شروع کرد راجع به مشکلات راننده ها درد و دل کردن .. می گفت این تعطیلات عید فطر تمام برنامه هاشو ریخته به هم .. ماهی 400 هزارتومان قسط می ده .. واسه همین روی کار تو این 4 روز کلی حساب بازکرده بوده .. نحوه گرفتن این وام هم داستان جالبی داشت : "رفته بودم وام بگیرم ،یارو گفت چرا با آستین کوتاه اومدی. برو فردا بیا .فردا که رفتم گفتش این چه وضعه سر و شکلته ،برو خودتو درست کن بیا.رفتم یه هفته ریش گذاشتم ،دو تا ضامنم جور کردم که دیگه بهانه نداشته باشه .یارو نگام کرد و گفت :حالا شدی پسر خوب ،برو یه سال بعد همین موقع بیا وامت آمادس . گفتم آدم حسابی ما رو حاج آفا کردی آخرشم گفتی برو سال بعد .. چی می شد از همون اول همینو می گفتی ."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 0:12 توسط وکیل الرعایا |

 

اندیشه سیاسی در اسلام به دوفصل اصلی عصر حضور معصوم (13 سال قبل از بعثت پیامبر تا سال 329 ه.ق همزمان با پایان یافتن غیبت صغری) و عصر غیبت و عدم حضور معصوم (11 قرن تا به امروز) تقسیم شده است .

اندیشه سیاسی در دوره دوم (عصر غیبت معصوم) به 4 مرحله تقسیم می شود :

1.از اوایل قرن چهارم تا اوایل قرن دهم : در این دوره تنها حکومت مشروع در حوزه عمومی حاکمیت معصوم شمرده می شود ؛ لذا کمتر به مباحث عمومی پرداخته شده و تنها احکام حوزه خصوصی مور بررسی و استخراج قرار می گرفت . ( شیخ طوسی / محقق حلی / علامه حلی / شهید اول و دوم از فقهای برجسته این دوران بودند )

2. از اوایل قرن دهم تا آخر قرن سیزدهم : در این مرحله شاه شیعه (ولایت در حوزه عمومی مسلمانان) به رسمیت شناخته می شود ، همچنین در همین دوران است که اندیشه ولایت سیاسی فقها متولد میشود .(از پیروان نظریه اول میتوان به علامه مجلسی، سید کشفی و شیخ فضل الله نام برد و در دسته ی دوم می توان محقق کرکی ،محقق اردبیلی ،ملا احمد نراقی و شیخ جعفر کاشف الغطاء را مشاهده کرد)

3.قرن چهاردهم :در این مرحله با تکیه بر دو اصل تساوی حقوق و آزادی ، حکومت به نظارت نمایندگان مردم درآمد و مشروط به قانون اساسی شد .اسلامیت حکومت نیز از طریق نظارت فقها ( با انتخاب نمایندگان مجلس از میان مجتهدان معرفی شده از سوی مراجع تقلید ) بر حکومت مشروطه ، مورد تأیید عالمان دین قرار گرفت (آرای سه مرجع بزرگ نجف و نیز کتاب تنبیه المة و تنزیه الملة میرزای نایینی مؤید این سخن است )

4.قرن پانزدهم : عصر جمهوری اسلامی – "اما جمهوری به همان معنایی که همه جا جمهوری است " (1) ، "یعنی حکومتی که شکل آن انتخاب رییس حکومت از سوی عامه است برای مدت موقت،و محتوای آن اسلامی است " (2) ، یعنی "بر یک قانون اساسی متکی است که قانون اسلام باشد " (3)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 20:31 توسط وکیل الرعایا |

  

با توجه به نزدیک شدن به انتخابات خبرگان رهبری و داغ شدن مباحث پیرامون رهبر و نحوه گزینش رهبری احساس کردم نوشتن خلاصه این کتاب می تواند ما را در شناخت بهتر مکانیزم نظام حاکم در ایران یاری رساند . همچنین بسیاری از برنامه های صدا و سیما در این ایام به بحث پیرامون این مبحث می پردازد ، اما شاید مطالعه این کتاب منظر جدیدی را برای شما بازنمایی کند . البته شاید عده ای بگویند که " مگه تو نگفته بودی که فقط در حوزه فرهنگ بحث می کنی ؟ " در جواب باید بگویم که این مسئله و مسائل دیگری که با حوزه دین در ارتباط اند تاثیر مستقیمی بر فرهنگ ما می گذارند .. چون چه بخواهیم و چه نخواهیم ، عقاید و باورهای دینی با تار و پود جامعه ایران تنیده شده و صحبت از مسایل دینی در اصل صحبت از دغدغه های فرهنگی ماست .. لذا اگر می خواهیم درباره فرهنگ مطالعه کنیم ، باید درباره مذهب نیز مطالعاتی داشته باشیم تا بتوانیم با دید وسیع تری مسایل فرهنگی جامعه را تحلیل کنیم .

 

 

در ابتدای دیباچه این کتاب ، بیتی از حافظ (با رندی هرچه تمام تر) برای آغاز سخن انتخاب شده است :

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس    /      گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

نکته : لازم به یادآوری است که این غزل توسط استاد شجریان در آلبوم بیداد اجرا شد که ثمرات (بخوانید مشکلات) زیادی را نیز برای استاد به ارمغان آورد ... بازگردیم به متن . در ابتدا کدیور سؤالات زیر را مطرح می کند :

مراد از ولایت چیست؟ در قرآن وسنت ولایت به چه معنایی استعمال شده است؟ به چه حکومتی حکومت ولایی اطلاق می شود؟ آیا مراد از حکومت ولایی همان ولایت عرفانی است؟  آیا مقصود از ولایت فقیه (حکومت ولایی) همان ولایت کلامی و ولایت اهل بیت ۖ است؟ آیا ولایت فقیه از اصول اعتقادی و از ارکان مذهب است؟ آیا ولایت فقیه از بدیهیات عقلی است؟ آیا فقها در حوزه عمومی بر مردم ولایت دارند؟ به چه دلیل فقیهان در حوزه امور عمومی به ولایت بر مردم منصوب شده اند؟ ادله قرآنی و روایی ولایت فقیه بر مردم کدام است؟ آیا این قسم از ولایت دلیل عقلی نیز دارد؟آیا مردم در حوزه امور عمومی خود ذی حق محسوب می شوند یا فاقد صلاحیت در امور عمومی هستند؟ ولایت بر مردم با وکالت از جانب مردم چه تفاوتهایی دارند؟ آیا این دو با هم قابل جمع اند؟ ولایت فقیه با نظارت فقیه چه تمایزاتی دارند؟ آیا در حکومت ولایی ، ولی فقیه مقید به قانون اساسی است یا اینکه قانون اساسی با تنفیذ وی صلاحیت اجرا می یابد؟ آیا می توان ولایت فقیه را پیمانی بین مردم و حاکم دانست یا اینکه ولایت ، حکم الهی است؟ ولایت فقیه بر مردم دقیقا از چه زمانی وارد فقه شیعه شده است؟ولایت فقیه بر مردم از چه زمانی وارد شعارهای انقلابی گردید و در گفتارهای عمومی امام خمینی (ره) مطرح گردید ؟ جمهوری اسلامی از چه زمانی از سوی امام (ره) به مردم ایران معرفی شد ؟ نسبت ولایت فقیه و جمهوریت چیست؟ اصل ولایت فیه چگونه وارد قانون اساسی شد؟

 

کتاب حکومت ولایی برای پاسخگویی به سؤالات فوق و مسایل مشابه آن تدوین شده است .

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 16:29 توسط وکیل الرعایا |

 

 

رفتار افراد برخاسته از انگیزه های فردی آنان است .. با کمی دقت در رفتار افراد پیرامون خود ، می توانیم به عامل یا عوامل انگیزشی آنها پی ببریم ..  همچنین عواملی که باعث ایجاد انگیزه در ما می شوند ، حاصل نگرش ما به محیط پیرامونمان است .

مثلا فردی که شاد است ، محیط اطرافش را لذت بخش دریافت می کند (نگرش) و دوست دارد خود نیز سهمی در زیباتر شدن محیط پیرامونش داشته باشد (عامل انگیزشی) پس با خنده رو بودن و شادی آفرینی سعی می کند به انگیزه خود جامه عمل بپوشاند (رفتار) .

الف. نوشتن هم یک رفتار است وبه بیان بهتر یک واکنش ، واکنشی  است به دغدغه های درونی نویسنده .. دغدغه هایی که در نویسنده شور نوشتن را ایجاد می کند .

ب. وبلاگ رسانه ای فردی است ؛ رسانه ای حاصل از دغدغه های فردی .. در عین حال رسانه ای است که حق انتخاب را برای میلیونها بازدیدکننده ی خود محترم می شمارد ..

 

 


 

من هم با یک سری دغدغه دست به قلم شدم ( بخوانید دست به تایپ ) و وبلاگ حاضر را راه اندازی کردم .. دوست دارم این دغدغه ها را با شما در میان بگذارم ، چون معتقدم که در عرصه وبلاگ نویسی مخاطب نسبت به نویسنده وبلاگ از جایگاه بالاتری برخوردار است ، چون رسانه ی بی مخاطب محکوم به نابودی است .. نیز می دانم که صداقت و شفافیت ، فاصله ی بلاگر و مخاطب را کمتر می کند ؛ امیدوارم با بیان انگیزه هایم بتوانم تعامل بهتری با شما داشته باشم :

 

1. تجربه از نعمت های بزرگی است که خداوند به ما ارزانی داشته و ابزاری است برای شناخت ابعاد مختلف زندگی .. هر یک از ما تجربیات زیسته ی مختلفی را از سر گذرانده ایم و در آینده نیز تجربه های دیگری به سراغمان می آیند ؛ این آزمون و خطاها در اصل تصمیم گیریهای پی در پی ماست ، تصمیماتی که گاهی درست است و گاهی اشتباه . همه ما دوست داریم بهترین و کم خطاترین تصمیمات را گزینش کنیم و از برکات آن در زندگی بهره مند شویم ؛ لذاست که از طریق مشورت با دیگران ، سعی در تصحیح نگرشهای خود داریم و امیدواریم از طریق گسترش دادن داده ها و اطلاعات خود ، بهترین تصمیم ها یا به بیان دیگرتصمیم های برتر را بگیریم.

یکی از کانالهای مشورتی که عصر مدرن در اختیار ما قرار داده ، وبلاگ است . وبلاگ از طریق خاصیت رسانه ای خود و ایجاد کانالی برای انتقال تجربیات افراد ، بازخوردهایی را برای وبلاگ نویس و مخاطب به ارمغان می آورد که نویسنده و مخاطبان خود را برای اتخاذ تصمیم درست یاری می رساند .

وبلاگ می تواند افراد مختلف را با دغدغه های نویسنده اش ( کنش های نویسنده ) درگیر کند و حاصل این درگیری فکری را در غالب نظرات ( واکنشها ) به نویسنده و دیگر مخاطبان جامعه اطلاعاتی منتقل کند .

 

2. رشته تحصیلی نویسنده این وبلاگ مدیریت فرهنگی و هنری است ؛ رشته ای است میان رشته ای که حاصلِ برخورد سه دریای عظیم است : مدیریت . فرهنگ . هنر .

هر سه شاخه مذکور در جامعه ما کمتر شناخته شده و کمترین بها به آنها داده می شود و خسارات و هزینه های بسیاری هم بابت این بی توجهی پرداخته شده است .. به همین علت نیاز به شناخت بیشتر این رشته ها و نحوه به گارگیری آن در جامعه امروز ایران بسیار حس می شود .. وبلاگ حاضر شناخت بیشتر این رشته را (به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر ) در دستور کار خود قرار داده و سعی دارد به بیان تجربه های افراد مختلف که با این حوزه ها سر و کار دارند ، بپردازد .

 

3. جایگاه مطالعه در جامعه ی ما جایگاه مطلوبی نیست ، حتی میان دانشجویان ( قشر فرهنگی و علم گرای جامعه ) نیز کمبود مطالعه مشاهده می شود . کارشناسان علل متفاوتی را بیان کرده اند ، اما دست آخر این معضلی گریبانگیرست . راه حل چیست ؟  یکی از راه حل هایی که به ذهنم رسید ، استفاده از خلاصه کتابهاست تا بتوان انگیزه را برای مطالعه تقویت کرد و با رغبت بیشتر ، به سمت کتاب رفت .. لذا تمام خلاصه کتابهایی را که خوانده ام به تدریج در وبلاگ قرار می دهم و پرسشهایی که به واسطه مطالعه آن کتاب برایم بوجود آمده را با شما در میان خواهم گذاشت ..

 

 

4.موضوعاتی که در این وبلاگ مطرح می شود مربوط به حیطه فرهنگ و هنر است .. اما محدودیتی برای طرح مسایل دیگر جامعه برای خود قایل نیستم .. چون معتقدم فرهنگ متاثر از مناسبات افراد و روابطشان در جامعه است و اتفاقات اجتماعی در ساختار فرهنگی جامعه تاثیرگذار است .

 

نکته آخر:

وبلاگ حاضر قرار بود اواسط تابستان به جمع یادداشت های دیجیتالی بپیوندد ، اما عوامل گوناگونی مانع تحقق آن گردید . هفته پیش با مقاله ای روبرو شدم که مرا برای راه اندازی وبلاگ حاضر ترغیب کرد . مقاله را دکتر نعمت الله فاضلی ، استاد انسان شناسی فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی به رشته تحریر در آورده بودند و امیدوارم شما هم با مطالعه این مقاله به جرگه بلاگرها بپیوندید . (درباره نوشتن)

 

در پایان امیدوارم با نظرات و واکنشهایتان به حل مسایل وبلاگ کنشهای فرهنگی هنری یاری رسانید ..

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 23:51 توسط وکیل الرعایا |